پيمايش در ايدهها، روندها، افراد و عملكردها در افق كسب و كار انديشههاي نو
اجتناب از عدم قطعيت
پژوهشگران با هدف بررسي تاثيرات روانشناختي اشتغال در مشاغل داراي شرح وظايف مبهم و امكان موفقيت دور از دسترس، به مطالعه بر روي اين سربازان پرداختند. بررسيهاي آنها نشان داده است كه تحمل تهديدات ناشي از جنگ براي سربازان دشوار نيست، بلكه عدم توانايي در انجام وظايفي كه براي آن آموزش ديدهاند، عامل اصلي نااميدي درميان آنان است . بيشتر سربازان در برابر قوانين گنك مربوط به مسووليتها و وظايف واگذار شده در زمان فرمان جنگ و تفويض اختيار استفاده از نيروي نظامي ناتوان بودند؛ زيرا آنها به دليل قدرت نظارتي اندك، توانايي لازم براي حمايت از شهروندان را نداشتند و از سوي ديگر در مورد وظايف خود و اهداف متغير ماموريت واگذار شده نيز ترديد داشتند. بيشتر سربازان اعزامي به سومالي، متعهد، باانگيزه و پرشور بودند، ولي با شروع عمليات، بيشتر آنها مايوس و نااميد شدند.
اگرچه خيابانهاي ؛موگاديشو؛ تفاوت زيادي با محيط كاري دارد، ولي عوامل ترغيبكنندهي سربازان از جمله دستيابي به اهداف تعيين شده مواردي هستند كه همهي افراد را به سوي انجام هر چه بهتر كارها هدايت ميكنند. به همين نحو، وجود مانع در انجام بهينهي كارها، چه در كارزار و چه در كارگاه، نااميد كننده است.
نگارنده به منظور بررسي نحوه تاثير موانع شغلي در برانگيزش كاركنان به مطالعه بر روي اعضاي لشگر 75 پياده نظام تكاوران پرداخته است. اين لشكر متخصص حمله در ماموريتهاي تهاجمي بود. اين تكاوران حتا در مقايسه با واحدهاي پياده نظام سنتي هم داراي روحيهاي سختكوش و تعهدي مثال زدني هستند.
من و همكارانم، ملبا استتز melba stet و پاول بيلز Paul Biese در موسسهي تحقيقاتي نظامي ”والتر ريد“، عوامل ايجاد اضطراب از جمله كار زياد، ترديد و شبهه در مورد وظايف فردي را در مورد 1200 تكاور بررسي كرديم. به علاوه، در مورد ارزشهاي كاري مانند صداقت، بلندپروازي، شجاعت و استقلال به عنوان اصول راهنما در زندگي نيز سولهايي از اين تكاوران پرسيده شد. در پايان نيز پرسشهايي در مورد اصول اخلاقي و ميزان رضايت شغلي آنها مطرح شد.
نتايج به دست آمده با نتايج حاصل از مطالعات انجام شده بر روي نيروهاي حافظ صلح بازگشتي از سومالي همخواني داشت. هر چه موانعي مانند كار زياد بيشتر باشد، ميزان رضايت شغلي كمتر است. ولي يافتههاي ما بيش از اين بود. ما به اين نتيجه رسيديم كه متعهدترين تكاوران؛ يعني آنهايي كه ارزشهاي شغلي را در بالاترين رتبه قرار ميدهند، در مواجهه با موانع حل نشدني، پايينترين رتبه را به رضايت شغلي و اصول اخلاقي ميدهند. به عبارت سادهتر، تكاوراني كه بيشتر به شغل خود اهميت ميدادند در صورت مانع تراشي، بيش از بقيه مايوس ميشوند.
برانگيختن مشاركت
پژوهشگران ديگر، اين پديده را در شرايطي آسانتر؛ يعني (ميان كاركنان يك دانشگاه غربي به غير از هيات علمي) مورد مطالعه قرار دادند. ”استيون جكس“ از دانشگاه ”بولينگ گرين استيت“ و ”گري آدامز“ از دانشگاه ”ويسكانسين“، به اين نتيجه رسيدند كه در صورت ابهام در تعريف وظايف شغلي، كاركنان متعهدتر، رضايت شغلي كمتري دارند. كاركنان دانشگاه نيز همانند تكاوران در رويارويي با موانع كاري بيشتر، دچار درماندگي ميشدند.
اين سو تفاهم وجود دارد كه تعهد شغلي يا به عبارتي، انگيزهي شغلي بالا يك ويژگي شخصيتي است و افراد باانگيزه، در هر سمت ديگر باز هم با همان شدت و اشتياق به كار خود ادامه خواهند داد. اما تحقيقات نشان داده است كه حتا متعهدترين كاركنان نيز اگر شغل خود را ديگر هدفمند ندانند و يا به موفقيت دست نيابند، انگيزهي خود را از دست ميدهند. بنابراين، وظيفه مورد نظر چه ماموريت صلح باشد و چه بهرهبرداري از يك محصول، افراد مسوول بايد هشيارانه موانع موجود بر سر راه كاركنان متعهد را كه اغلب به اشتباه تصور ميشود نياز به كمك كمتري دارند، از پيش رو بردارند.
عوامل خارج از كنترل از قبيل ابهام در تعريف وظايف، منابع نامناسب و كار زياد، عامل بازايستادن اين انسانهاي سختكوش از كار و جستوجو براي يافتن شغل ديگر است و آنهايي كه چنين نميكنند، به احتمال زياد كساني هستند كه اهميت چنداني به اين موضوع نميدهند.
بهره وری سخت