فهرست صفحه     مقدمه 1 اهمیّت و جایگاه حکومت اسلامی 1 مدیریت اسلامی 2 شاخصه‌ها و معیارهای مدیریت: 3 1- اصل اعتماد به خدا و رسول(ص) 3 2- اصل توجه به جایگاه انسانیّت 3 3- اصل وحدت جهت 4 4- اصل وحدت دستور 4 5- اصل سلسله مراتب 4 6- اصل انصاف و عدالت 4 7- اصل خوشبختی 5 8- اصل پای‌بندی به ضوابط به جای روابط 5 9- اصل قانون‌گرایی و قانونمندی 6 10- اصل تبعیّت منافع فرد از منافع جمع 6 11- اصل انضباط و نظم 6 12- اصل تناسب مسئولیت با اختیار 7 13- اصل امانت 7 14- اصل احترام به افکار دیگران 7 15- اصل آخرت گرایی 8     شاخصه‌ها و معیارهای مدیر: 8 1- تقوا 8 2- شرح صدور 8 3- بصیرت 9 4- بینش سیاسی 9 5- حسن خلق 10 6- رفق و مدارا 10 7- قاطعیّت 11 8- انتقاد پذیری 11 9- تغافل 11 10- علم و آگاهی و تخصص 12 11- شناخت هدف و ایمان به آن 12 12- دور اندیشی 12 13- امانت داری 13 14- صداقت و راستگویی 13 15- حسن سابقه 13 16- تجربه 14 17- عدالت و انصاف 14 18- شجاعت 14 19- پای‌بندی به ظوابط و مقررات 15 20- درک شرایط زمان و مکان 15 21- هوش 15 22- سعی و کوشش 16 23- پشتکار 16 24- ارزش قائل شدن برای شخصیّت دیگران 16 25- تواضع و فروتنی 17 26- خیر خواهی و دلسوزی برای دیگران 17 27- نفی روحیه تکاثر قلبی و ثروت اندوزی 17 28- پایداری و استقامت 18   بسمه تعالی                     مقدمه :                                          کرامت و ارزش والای انسان یکی از محورهای مهم حکومت نبوی(ص) بوده و مبتنی بر ایمان به خداوند کریم، معاد، عدل و امامت می باشد، که وجه تمایز حکومت نبوی با سایر نظامت موجود جهان است. لذا ما در ا ین گفتار به بحث پیرامون مدیریت کریمانه– شاخصه‌ها و معیار در حکومت نبوی خواهیم پرداخت. انشاء ا...       ابتدا لازم به نظر می‌رسد که تعریفی از مفهوم کرامت ا ز دیدگاه اسلامی داشته باشیم:     از نظر لغوی کرامت مشتق از کَرَم، بر وزن فَرَس بوده و به معنی سخاوت، شرافت، عزت و ... وضد لئامت است . کَرَم به معنی« احسان» و کامل ترین مصداق آن برای خداوند متعال است و اگر بر انسان اطلاق شود، منظور افعال و کارهای پسندیده و اخلاق حسنه اوست .     در قرآن کریم در این خصوص آ یاتی وجود دارد که ما به دو نمونه ازآ ن اشاره می‌کنیم :                                 « یا ایها الا نسان ما غرک بربّک الکریم»[1] و « اقرا وربّک الاکرم»[2] از نظر اصطلاحی کرامت به معنی آ زادی روح از اسارت تن وحریّّت خاص است، صاحب کرامت با چنین امتیازی در بین مردم رفتاری کریمانه داشته و مردم او را به این وصف می‌شناسند.     از آنجا که مفهوم کرامت هم بر واجب الو جود، هم بر انبیاء و اولیاء و هم بر غیر آنها اطلاق می‌شود، از شئون عقل عملی و عقل نظری به شما ر می‌آید. کرامت به معنی وصف اشخاص ممتاز حقیقی و یا اشخاص حقوقی بوده و معرف سیره علمی و علمی، اخلاق حسنه، امتیازات خاص یک سازمان و یا وصف یک حکومت یا دولت عدالت گستر است . اهمیت و جایگاه حکومت اسلا می :     برقراری حکومت الهی از اهداف مهم انبیاء عظام بوده است. آنان در این مسیر تلاش‌های بسیار مبذول داشته و هرگاه زمینه و موقعیت را برای چنین عمل ارزشمندی مناسب می‌دیدند در انجام آن اقدام می‌نمود. به عنوان نمونه پیامبر اعظم(ص) حکومت تشکیل می‌دهد، قضاوت می‌کند، لشگرکشی می‌نماید، جنگ می‌کند، صلح می‌نماید، داد مظلومان را می‌ستاند، منافقین را سرکوب می‌کند، مالیات می گیرد و ... حضرت علی علیه السلام نیز در برهه‌ای که راه را بر او می‌گشاینده، حکومت تشکیل می‌دهد و همان حکومت پیامبر(ص) را دنبال می‌کند. دیگر امامان معصوم هم گرچه ظالمانه از انجام این فریضه الهی باز داشته می‌شوند ولکن در مناسبتهای مختلف به شعیان گوشزد می‌نمایند که تشکیل حکومت و اجرای عدالت در بین مسلمانان، حق مسلّم آنان است لذا تا حدی که ممکن بود در جهت تحقق این امر مهم اقداماتی نیز می نمودند .   مدیریت اسلامی :     مدیریت یکی از رشته های علوم انسانی است و محور بحث آن انسان و چگونگی اداره آن می‌باشد و بدین جهت سزاوار است که در کنار مباحث مدیریت از خود انسان نیز بحث شود، در واقع شناخت انسان از جهاتی، پیش نیازی برای مدیریت است. مدیریت متضمن توصیه به رفتاری خاص انسانی است که در قالب باید‌ها و نبایدها و ارزش‌ها مطرح می‌شوند و این بایدها و نباید‌ها نیز طبق تفکرات گوناگون، مبانی متفاوت پیدا می‌کنند.     و امّا مدیریت اسلامی شیوه خاصی ا ز رهبری است مبتنی بر مبانی فکری و عقیدتی اسلامی و برای آشنا شدن با این سبک ا ز مدیریت، شناخت مبانی اسلام درباره رهبری ضروری است. بنابراین باید اسلام را معنا کنیم و پس از آن مبانی اسلام درباره مدیریت و رهبری را تبیین نماییم. تفسیر اسلام در یک جمله کوتاه عبارت است از: تسلیم در برابر حق « الاسلام هو ا لتسلیم» و مسلمان کسی است که در عقیده و اخلاق و عمل تسلیم حق باشد. براساس این تفسیر، اساسی‌ترین مبانی اسلام در رابطه با رهبری، که سایر اصول مدیریت به آن باز می‌گردد، مبنای حق و عدل است . در این شیوه ا ز مدیریت، انگیزه‌های فردی جهت دهنده نیست، جهت دهنده ارزشهای انسانی است و لذا همه تلاشهای مدیر بر مبنای حق و در جهت آرمانهای حق خواهی و حق جویی است.     « مدیریت» هنر وعلم به کارگیری صحیح افراد و امکانات در جهت وصول اهداف سازمانی است. و « مدیریت اسلامی» یعنی آن بخش مدیریت و فرایند آن، که مستند وحی الهی و منابع اسلامی باشد که وجه تمایز آن با دیگر مدیریت‌ها را می‌توان در موارد ذیل دانست :   1-       مبتنی بروحی الهی است . 2-       در آن ا ز استثمار و استعمار یا بهره کشی انسان از انسان خبری نیست. 3-       مبتنی بر ارزشهای متعالی، مطلق و ثابت است. 4-  بر پایه تعالی، کرامت و شرافت انسانها استوار است. از دیدگاه قرآن کریم و روایات، مدیریت نقش اول را در تغییر و تحولات اجتماعی بر عهده دارد.     « صنفان اذا صلحا صلحت الامه و اذا فسدا فسدت الامّه، قیل هم یا رسول ا...؟ قال العلماء والروسا»     فرمودند: « دو صنف هستند که هرگاه صالح باشند، امت صالح خواهند بود و هرگاه فاسد شوند، امت فاسد خواهد داشت، سوال شد: یا رسول ا... اینها چه کسانی هستند؟ فرمودند: علما و امیران جامعه»[3].     کسانی که رهبری فکری مردم را به عهده دارند و آنانی که مسولیت اوضاع اجتماعی و مسائل اجرائی را پذیرفته‌اند. این دو وسته نقش اول را در فساد یا اصلاح جامعه ایفا می‌کنند. پس برای هر تغیر و تحول باید روی این دو دسته نیرو سرمایه‌گذاری کرد.   شاخصه ها و معیار های مدیریت :     1- اصل اعتقاد به خدا و رسول(ص) [ اصل عدم تقدم  بر خدا و رسول(ص)]:      اگر بپذیریم که رفتار و حرکات مدیر، متاثر ا ز اعتقادات و باوری قلبی اوست، اصل اعتقاد به خداوند حکیم و امام مبین زیربنا و اساسی‌ترین اصل در عملکردها وبرخوردهای مدیر خواهد بود و هیچگاه رفتار و نظری مغایر با اعتقاد خود انجام نخواهد داد. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « هیچ فرمانی که برخلاف فرمان خدا باشد اجرا نخواهد داشت»[4].   2- اصل توجه به جایگاه  انسانیت [کرامت انسانی]:      اگرچه مدیر مسلمان، خدا محور و تابع تعالیم آسمانی اوست امّا طبق تعالیم پیشوایان الهی اهمیت نقش انسانی انسان، درجامعه و سازمانها از اصول خدشه ناپذیری می‌باشد و رشد برخی از اصول دیگر را تشکیل می‌دهد. بنابراین، اصل توجه به منزلت و کرامت انسانی برگرفته از آیاتی از قرآن کریم می‌باشد که توجه به مضامین این آیات و روایات ما را به اهمیت و پایه‌ای بودن توجه به شرافت ذاتی انسان رهنمون می‌شود، مثلا، منزلت خلیفه الهی[5]  و پرتوی ا زروح خداوند در وجود او[6] و منبع اسماء اسرار الهی است « علّم آدم الاسماء کلّها»[7] و یا کرامت و شرافتی به او داده  شده که دیگر موجودات فاقد آن هستند[8]  و به فرمان خداوند همه موجودات عالم در خدمت انسان و برای او آفریده شده‌اند[9].     3- اصل وحدت جهت:      برمبنای این اصل، فعالیتهای که هدف و مقصود واحدی را دنبال می‌کنند باید در یک طرح وزیر نظر یک رئیس قرار گیرند.     امام علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند« برای هریک از زیردستان و کار کنان خود وظیفه و یا کاری تعیین کن تا او را نسبت به همان کار مواخذه و باز پرسی کنی، زیرا این روش سزاوارتر است تا اینکه کار هایت را به یکدیگر وانگذارند»[10] .   4- اصل وحدت دستور :      این اصل می‌گوید هر کارمند تنها باید از یک رئیس مافوق دستورها و فرمانهای کار خود را دریافت کند و به او گزارش دهد، البته به انعطاف پذیری اصل در مدیریت و با توجه به مضامین فرازهایی از نامه امام علی(ع ) این اصل، منافاتی با نظارت چند جانبه ندارد.     حضرت می‌فرمایند:« برای هریک از وظایف مسئولی تعیین کن و او فردی باشد که کارهای مهم او را مغلوب نسازد و کارهای زیاد او خسته نکند[11].   5- اصل سلسله مراتب:     از جمله اصولی که در مبانی اسلامی بر آن تاکید فراوان شده و آن را مایه قوام و انسجام نظام اجتماعی و مدیریتی می‌داند اصل سلسله مراتب است. یک ارتباط زنجیروار از سلسله مراتب، اختیارت و مسولیت‌ها را از بالا تا پایین به تصویر می‌کشد.     به عنوان نمونه خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: « یا ایها الذین امنو اطیعوالله و اطیعوالرسول واولی ا لامر منکم ...»[12] « ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا و رسول و اولی الامر پیروی کنید ... » و امام علی(ع ) نیز در نامه خود به مالک اشتر به آن اشاره کرده، سطح اول فرماندهی، خدا و احکام و پیامهای او (قرآن)، بعد رسول و خود امام علی(ع ) در جایگاه اولی الامر، فرمان به اطاعت خود و مقدّم بر فرمان خود فرمان رسول خدا و خود حضرت باریتعالی را یادآور می‌شود.   6 – اصل انصاف و عدالت:     این اصل ناظر به مجموعه‌ای از رفتار، کردار و گفتار عادلانه است که اعمال آن موجب افزایش وفاداری به سازمان و افزایش روح اعتماد و اطمینان بین کارکنان، و پایبندی افراد به تحقق اهداف سازمان خواهد شد. این اصل که امروزه در مدیریت جدید و در برخی کتب از آن به عنوان « نظریه عدالت» نیز نام می‌برند از مبانی محکم و خدشه ناپذیر اداره عمومی و از چهار چوبهای اساسی یک نظام پایدار و یک سازمان بادوام است که در مکتب اسلام اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. قرآن کریم همه را به انصاف و عدالت رهنمون می‌شود و می‌فرماید:     « یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط شهداء الله و لو علی انفسکم اولوالدین و الاقربین»[13]     « ای کسانی که ایمان آورده‌اید پیوسته و بطر کامل عدالت را به کاربگیرد و برای خدا شهادت دهید ولو به زیان شما و یا پدر و مادر و نزیکان باشد».     7 – اصل خوشبینی:     هرچند مدیران  نسبت به برداشت خود از حقایق و واقعیات امور باید دقیق باشند ولی با رعایت اصل خوشبینی و یا به تعبیر فقها « اصاله الصحه» بهتر می‌توانند به اهداف سازمانی و جامعه نائل شوند و بطور طبیعی وجود بدبینی و کینه توزی نه تنها راه‌حل نیست، بلکه باعث مشکلات ناخواسته می‌شود و بر اساس این اصل مدیران به دنبال عیب جویی و سرزنش و کینه توزی نبوده، بلکه افعال و حرکات کارکنان را حمل بر صحت نموده و سعی در اصلاح رفتارهای آنها خواهند نمود.       امام علی(ع) می‌فرماید: « اساس سیاست به کارگیری رفق و مدار است» و نیز می‌فرمایند: « ای مالک ! با بخشش و بزرگواری، لغزشها و نادرستیهای قابل جبران را بخشش ... »[14] .   8- اصل پایبندی به ضوابط به جای روابط :     این اصل بر مضمون اصل انصاف و عدالت و چهارچوبها و اصول تاکید می‌کند، در نامه امام علی(ع) آمده است که نباید روابط در ارتباط با خواص جای اِعمال مقرارت را بگیرد. زیرا هیچکس برای رئیس و مدیر در هنگام رفاه  و آسانی، گران بارتر، و هنگام گرفتاری کم یاری کننده‌تر، و هنگام  اِعمال  انصاف و عدالت ناراضی‌تر، و هنگام درخواست  پراصرارتر، و هنگام بخشش کم ‌سپاس‌تر و هنگام پیشامد سختیهای روزگار در شکیبایی و استقامت سست‌تر از خواص نیست.[15]     البته منظور ا ز خواص در این جا افراد وابسته ، سر شناس و ثروتمندان جامعه می باشد، نه افراد شایسته و لایق و کار آمد علماء دانشمندان، ایثارگران و .... .     9- اصل قانون گرایی و قانونمندی :     بر مبنای این اصل مدیر مسلمان خود را درگیر کارهای غیر مهم و جزئی نمی‌کند و در وقت گرانبهای خود را به طرح ریزی اهداف اساسی و اولویت بندی آنها اختصاص می‌دهد.     امام علی(ع) با تاکید بر اصول گرایی می فرمایند[16]: چهار دلیل علت ضعف مدیریتها و سقوط سازمانهای بشری است : 1-       زیرپا گذاشتن اصولی که مدیریت بر اساس آن شکل گرفته است. 2-       اهمیت دادن به کارهای رو بنایی و فرعی . 3-       واگذاری امور به افراد نالایق. 4-       بها ندادن به افراد توانمند و شایسته.    10 – اصل تبعیت منافع فرد از منافع جمع :         این اصل می‌گوید که در فعالیتهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی منافع باید تابع منافع عمومی باشد. امام علی(ع) می‌فرمایند: « بترس از به خود اختصاص دادن آنچه مردم در آن یکسان هستند»[17].     در اسلام مسئله ایثار از مهمترین مسائل  اجتماعی و ارزشی است که تاکید برتقدم حق دیگران بر حق خویش دارد. در قرآن کریم در این خصوص آمده است: « ویوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه»[18]. « دیگران را بر خود مقدم می‌دارند هر چه حق اختصاصی خودشان باشد ».   11- اصل انضباط و نظم :     این اصل تاکید دارد که یک مدیر باید در چهارچوبهای نظم و انضباط سازمانی حرکت نماید و بر اساس نظم و انضباط اهداف را پیگیری کرده و بدین وسیله، این سیره و شیوه پسندیده را به بقیه کارکنان عملا آموزش و تعلیم دهد. باید دانست که بدون انضباط اداری موفقیت مدیر و سازمان تضمین نمی‌شود و رعایت این اصل در مدیریت از ضرورت بیشتری برخوردار است.   امام علی(ع) کارگزارانش را به تنظیم و نظم بخشیدن اوقات توصیه کرده و می‌فرمایند : 1-برای حفظ ارتباط با خدا بهترین اوقاتت را نگهدار. 2-طبق برنامه ریزی انجام گرفته فعالیت هر روز را همان روز انجام بده . 3-قسمتی از اوقاتت را اختصاص بده به افراد پائین سازمان که مستقیماً حرفهای آنها را بشنوی   12-اصل تناسب مسئولیت با اختیار:     این اصل می‌گوید مسئولیت باید متناسب با اختیار باشد، مسئولیت بدون اختیار در خارج از ذهن تحقق چندانی ندارد یا لااقل می‌توان گفت کمتر قابل اجرا و عمل است. زیرا براساس بعضی از تعاریف اختیار عبارت است از: حق صدر دستور و به اجرا در آوردن آن به کمک عواملی مثل پاداش یا تنبیه و مسئولیت یعنی پاسخگو بودن در برابر نتایج. حضرت علی(ع) بر اساس اختیاراتی که به فرمانداران و مسئولین زیردستش محول نموده بود، آنهارا مورد پرسش و بازخواست قرار می‌داد .   13- اصل امانت :     یکی از اصولی که می‌توان ادعا نمود اختصاص به مدیریت اسلامی دارد این است که از دیدگاه اسلام، به مدیریت ومسئولیت به عنوان « امانت» نگاه می‌شودنه غنیمت وطعمه ای که بدست آمده و اگر چنین اصل و دیدگاهی نسبت به مدیریت مورد توجه قرار گیرد، آنگاه می‌توان شاهد شکوفایی یک بینش اصیل فطری و انسانی‌ برای مدیریت باشیم.     در قرآن کریم آمده است که حضرت یوسف(ع) نسبت به مسئولیت و مدیرت، تعبیر امانت را به کار برده آنجا که فرمودند : « اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم»[19] « مرا مسئول امور مالی‌قرار دهید، همانا من امانت‌دار هستم».   14- اصل احترام به افکار دیگران:     یکی دیگر از شاخصه های مدیریت کریمانه اصل مشورت در مسائل مهم و استفاده از فکر دیگران است. استفاده از رای و فکر دیگران علاوه براینکه احترام به افکار دیگران محسوب شده و مشارکت آنها را جلب می‌کند، مهمتر از آن اتخاذ رای صحیح و قوی با پشتوانه محکم است که از فوائد مشارکت افراد در تصمیم گیری‌های مهم می‌باشد. خداوند متعال در قرآن کریم به مشورت کردن فرمان داده و در عین حال حق مدیر را نیز برای انتخاب رای صحیح ملحوظ داشته است.     « وشاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی الله»[20] « مشورت کنید و آنگاه که تصمیم گرفتی با تکیه بر عنایت خداوند کار را آغاز نمائید».     15- اصل آخرت گرایی :      آخرت گرایی: آخرت گرایی‌ نفی دنیا نیست، بلکه امکانات دنیوی را در جهت اهداف اُخروی ‌قرار دادن است. خدای ‌متعال می‌فرماید: « واتبع فیما اتیک الله الدار والاخرهولاتنس نصیبک من الدنیا»[21] و به آنچه خدا به تو داده است (در دنیا) آخرت را تحصیل کن و بهره‌ات را از دنیا نیز فراموش نکن».     همانطور که قبلاً ذکر گردید مدیریت اسلامی شیوه خاصی از رهبری است. مبتنی بر مبانی فکری و عقیدتی اسلام و برای آشنایی با این سبک از مدیریت، شناخت اسلام درباره رهبری را ضروری می نماید.   شاخصه هاو معیارهای مدیر 1- تقوا:     اولین ومهمترین شاخه مدیر شایسته رعایت تقوا می‌باشد. تقوای الهی به جهت جامعیت و سیری که در آن وجود دارد تمام نیازهای انسان را آن هم در تمام مراحل مختلف زندگی از مادی و معنوی در بر گرفته و تنها عامل و بهترین وسیله برای رسیدن به کمال و سعادت در دنیا و آخرت خواهد بود، لذاست که توصیه به تقوای الهی سرلوحه برنامه و دستورات تمام انبیاء و اولیاء الهی بوده است. تقوا در لغت از وقایه و به معنی « نگهداری» است و از نظر اصطلاحی استاد شهید مرتضی مطهری آن را به دو نوع عام وخاص بیان داشته‌اند: «تقوایی که به معنای عام کلمه است و این لازمه زندگی هر فردی است که می‌خواهد انسان باشد و تحت فرمان عقل زندگی ‌کند و از اصول معین پیروی نماید. و تقوای دینی و الهی‌(خاص) یعنی اینکه انسان خود را از آنچه از نظر دین و اصولی که دین در زندگی ‌معین کرده و خطا و گناه پلیدی ‌و زشتی شناخته شده، حفظ و صیانت کند و مرتکب آنها نشود.[22] »     حضرت امیرالمومنین علی(ع) می‌فرمایند: «همانا که تقوا در این دنیا برای تو پناهگاه و بعد از مرگ سعادت است[23]».   2- شرح صدر :     یکی دیگر از شاخه های مهمی که مدیر باید واجد آن باشد، شرح صدر یا سعه صدر است. شرح صدر در یک جمله عبارت است از ظرفیت فکری و روحی.  به عبارت دیگر گنجایش انسان برای ادراکات و احساساتی که بر او وارد می‌گردد را شرح صدر گویند و در مقابل ضیق صدر که به معنای کم ظرفیتی و عدم گنجایش لازم نسبت به واردات فکری و روحی است. ‌      خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: « قال رب اشرح لی صدری[24]» گفت: پروردگارا سینه‌ام را برایم باز کن». همچنین می‌فرماید: « الم نشرح لک صدرک[25]» « آیا ما برای تو سینه‌ات را نگستردیم؟». امیر المومنین امام علی(ع) می‌فرماید: « ای کمیل این دلها ظرفهایی هستند و بهترین آنها دلی است که ظرفیت و گنجایش آن بیشتر باشد». از نظر امام ارزش دل انسان، که حقیقت انسان چیزی جز آن نیست، مساوی است با شرح صدور وظرفیت آن، هر چه ظرفیت دل بیشتر باشد قیمت آن بیشتر است.     مدیر شایسته نیازمند صفات و ویژگیهایی است که عمده آن ویژگی‌ها یا تمام آنها از شرح صدر مایه می‌گیرند و شرح صدر در اثر تقوا در انسان بوجود می‌آید.   3- بصیرت :     مدیر علاوه بر دانش مدیریت، نیازمند روشن‌بینی و بصیرت وبینشی‌است تا او را قادر سازد در هر موقعیت نقش مقتضی را ایفا نماید. بینش مدیریت احساس ویژه‌ای است که شکوفایی آن انسان را به انجام کار از طریق دیگران قادر می‌سازد و او را دارای هنر مدیریت می‌نماید. قرآن کریم تصریح می‌کند که انسان در نتیجه ایمان و تقوا می‌تواند به نورانیت و بینش‍ی برسد که حرکت اجتماعی او را تصحیح نماید: «یاایهاالذین امنوااتقوالله وامنوابرسوله یوتکم کفلین من رحمته ویجعل لکم نوراً تمشون به»[26]« ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای‌الهی‌پیشه کنید وبه فرستاده او ایمان بیاورید تاخداوند دو بهره از رحمت خود به شما عنایت کند و برای شما نوری قرار دهد که در پرتو آن حرکت کنید».   4- بینش سیاسی:     یکی از آثار شرح صدر بدست آوردن بینش سیاسی است. سیاست در لغت به معنای تدبیر مصلحت و دور اندیشی است و در اصتلاح می‌توان گفت: سیاست تدبیر امور جامعه برای رسیدن به کمال است.     با عنایت به آنچه درتعریف سیاست مطرح شد نیازی به توضیح نیست که سیاست از لوازم اجتناب ناپذیر مدیریت است. و تنها کسی می‌تواند از عهده اداره گروه، سازمان حکومت برآید که بینش سیاسی‌ داشته باشد هر چه تشکیلات اداری گسترده‌تر و مشکلات آن بیشتر باشد نیاز آن به تدبیر وسیاست و مدیر سیاست مدار افزون‌تر است سعدی می گوید: «مال بی تجارت وعلم بی‌بحث وملک بی‌سیاست نپاید».     وحضرت علی (ع) می فرماید: «آفتی که زعماء و متصدیان رهبری را تهدید می‌کند ضعف بینش سیاسی است»[27]   5- حسن خلق :     یکی دیگر از ویژگیهایی‌که برای ‌مدیر بسیار لازم وضروری است حسن خلق می‌باشد. حسن خلق دارای چند معنااست اما حسن خلق که در رابطه با مدیریت در این بحث مورد عنایت قرار دارد عبارت است از «خوش برخورد بودن». شخصی‌از امام صادق (ع) خواست تا حسن خلق را برایش تعریف کنند. امام فرمود:     «با مردم با فروتنی برخورد کنی‌، سخنت عطرآگین باشد و با برادر دینی خود با چهره باز و بشّاش ملاقات نمایی»[28] مدیر برای اینکه بتواند دیگران را خوب به کار بگیرد، باید برای‌افراد تحت مدیریت خود جاذبه داشته باشد و جاذبه داشتن یعنی خوش برخورد بودن. البته خوش برخوردی ‌منافاتی با قاطعیت ندارد لذا مدیر در عین خوش خلقی‌باید از قاطعیت نیز برخوردار باشد .   6- رفق و مدارا :     این خصوصیت مدیر راقادر می‌سازد که در شرایط مختلف انعطاف پذیری لازم را داشته باشد و افرادی را که سلیقه‌های‌ گوناگون و افکار و احساست متضاد دارند، در جهتی‌که خود می‌خواهد هدایت کند و به کارگیرد.     امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: «سَر سیاست به کار گرفتن رفق است»[29] و امام صادق می‌فرمایند: کسی که سیاست رفق و مدارا را در امور به کارگیرد هر چه از مردم بخواهد به آن نائل می‌آید»[30]. در قرآن کریم نیز به این نکته اشاره شده و خطاب به رسول اکرم(ص) می‌فرماید: «فبما رحمهٍ من الله کنت لهم ولو کنت فظاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک»[31] «به واسطه رحمت الهی‌ باآنها نرم و مهربان شدی، و اگر خشن وسخت دل بودی ‌از اطراف تو پراکنده می‌شدند».         7- قاطعیت :     قاطعیت از ریشه قطع، به معنای برش داشتن است. مدیرشایسته کسی است که در اداره سازمان و افراد تحت مدیریت خود کمتر دچارحیرت و تردید وضعف تصمیم گیری‌ می‌شود بلکه با قاطعیت تمام، موانع پیشرفت کار را از سرراه برمی‌دارد وگره‌های کور را می‌گشاید. امام علی(ع) در نامه خود به مالک اشتر هنگامی که او را به حکومت مصر منصوب کرد، توصیه می‌کند که برای ‌قضاوت افرادی را برگزیند که ویژگیهای لازم را دارا باشند که یکی‌ از این ویژگی‌ها قاطعیت است. متن کلام امام علیه السلام این است: «و قاطع ترین آنها هنگامی که حکم معلوم شد...»[32].   8- انتقادپذیری:     از نظر اسلام مدیر باید به همکاران و افراد تحت مدیریت خود اجازه انتقاد بدهد و انتقاداتی را که به شیوه مدیریت و اقدامات او می‌شود با دقت و انصاف و حوصله، ملاحظه و مطالعه کند و اگر دید انتقاد وارد است به اشتباه خود اعتراف و حرکت خود را تصحیح نماید. امام علی(ع) درخطبه‌ای روحیه انتقادی‌ و انتقاد پذیری را تقویت نموده و همگان را برای انتقادات سازنده تشویق می‌فرماید[33]. ایشان دراین خطبه مدیران جامعه را بی‌نیاز از انتقادات ندیده و می‌فرمایند: «مدیران باید چنان روحیه تهذیب نفس داشته باشند که با رویی گشاده آمادگی پذیرش سخن حق را در خود ایجاد کنند، و خداوند شنیدن سخن حق را که سنگین است بر کسانی‌که به روز قیامت ایمان دارند سبک می‌گرداند»[34].   9- تغافل :     یکی دیگر از خصلتهای لازم و ضروری برای مدیر خصلت تغافل است. تغافل از ریشه غفلت است ولی در معنا با غفلت تفاوت دارد. غفلت ضد آگاهی و به معنای‌ غافل و ناآگاه بودن است ولی تغافل به معنای خود را ناآگاه نشان دادن و تظاهر به غفلت و ناآگاهی است. از دیدگاه امیرالمومنین(ع) تغافل یکی از شریف ترین مکارم اخلاقی ویکی از خصوصیات مردم کریم و نشانه بزرگواری است. کلام امام این است:     «شریف ترین صفات شخص بزرگوار تظاهر او به غفلت از چیزی است که می‌داند»[35].     با عنایت به اینکه تغافل محصول شناخت رویدادها و قدرت اراده است می‌تواند دو نقش اساسی در مدیریت ایفا نماید: 1- جرات برخورد با مشکلات 2- سالم سازی فضای برخوردها و تنها انسانهای با ظرفیت هستند که در مواقع ضروری می‌توانند تغافل کنند و آنچه را که می‌دانند نادیده انگارند، آنها که دارای شرح صدر بوده و ظرفیت فکری و روحی ایشان گسترش یافته و گرفه تغافل برای ‌کسی که بهره‌ای از شرح صدر ندارد بی‌مفهوم است.   10- علم وآگاهی و تخصص :     از ویژگی‌های مدیر که شرط موفقیت او نیز محسوب می‌شود، داشتن علم و تخصص ومهارت در کار مربوطه است. کسانی که دارای دانش بیشتر بوده و اطلاعات و تجربیات زیاد‌تری نسبت به امور محوله داشته باشند، بهتر می‌توانند در بین نیروها مورد پذیرش واقع شوند خداوند متعال در گزینش طالوت ودر پاسخ ایرادات قوم بنی‌اسرائیل به این انتصاب، دو ویژگی برجسته او را یادآور شده و فرموده است:     «...انّ الله اصطفیه علیکم وزِاده بسطه فی العلم والجسم...»[36] «خداوند او را برای شما برگزید و به او توانایی (قدرت) و دانش (تخصص) لازم را بخشید» از این آیه استفاده می‌شود که «کار را باید به کاردان سپرد»   11- شناخت هدف وایمان به آن :     یکی از مهمترین ویژگیها و معیارها برای ‌موفقیت یک مدیر شناخت کافی ‌هدف و ایمان کامل به آن است. وقتی‌هدف روشن وقابل دسترسی و واقع بینانه باشد علاقه و نیل به آن چند برابر می‌شود و در این صورت مدیر شدیداً به تحقق آن هدف علاقه‌مند شده و برای پیشبرد آن نهایت تلاش را خواهد کرد. خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیره انا ومن اتبعنی»[37] بگو این راه من است ازسر بینایی به سوی خداوند متعال فرا می‌خوانم، من و هر که مرا پیروی کرده است».   12- دور اندیشی:      ویژگی دیگری که با ید آن را دارا باشد، دور اندیشی و آینده نگری است. امام علی‌(ع)می فرمایند: «دور اندیشی را پیشه خود سازو از علم دانش جدا مشو، که سرانجام کار تو ستوده خواهد بود»[38] و امام صادق(ع) می‌فرمایند «هر کاری‌که برتو عرضه می‌شود در باره آ‌ن بیندیش که آغاز و پایان آن را به دست آوری پیش از آنکه در پشیمانی فرو روی[39].   13-امانت داری‌:     از جمله شاخصه‌های یک مدیر امانت‌داری است. بدین معنا که مدیر حافظ اموال عمومی، دارائیها، سرمایه‌ها، وسائل، ابزارآلات و هر آنچه متعلق به سازمان بوده هست، مثل حفظ اسرار و پوشاندن برخی عیوب وامانت داری از رموز موفقیت مدیر به شمار می‌رود. خداوند متعال درقرآن کریم این ویژگی را تاکید نموده و می‌فرماید:     « قال انک الیوم لدینا مکین امین»[40] « امروز تو نزد ما دارای جایگاه مخصوص و مقام رفیع امانت داری هستی».     14-صداقت وراستگویی:     از جمله ویژگی‌های لازم برای یک مدیر، صداقت و راستگویی است، زیرا اعتماد و صمیمیت متقابل بین مدیر و زیردستان بستگی‌ شدیدی به صداقت و راستگویی طرفین مخصوصاً مدیر دارد. موفقیت او بستگی به جو اطمینان و ایجاد انگیزه کار در سازمان دارد، عکس این مطلب نیز صادق خواهد بود، یعنی گاهی‌ یک سخن و یا عمل دور از صداقت برای ایجاد جدایی و سستی و تخریب اذهان کارکنان واز بین رفتن همبستگی و صمیمیت کافی خواهد بود. خداوند اهل ایمان را به همراهی با راستگویان امر می‌کند و می‌فرماید: « یا ایها الذین امنوا اتقوالله وکونوامع الصادقین»[41]. «ای اهل ایمان خداترس و پرهیزگار بوده و با راستگویان باشید».   15- حسن سابقه :     از جمله معیار برجسته مدیر، حسن سابقهای است که در طول زندگی به همراه دارد. یک مدیر موفق به حسن سابقه نیازمند است تا افراد زیردست به او اعتماد کامل داشته و او را در نیل به اهداف پشتیبانی نمایند. امام علی(ع) با تاکید برحسن سابقه خطاب به مالک اشتر می‌فرمایند:     « بدترین وزیران تو کسانی هستند که پیش از تو و زیر تبهکاران بوده‌اند، یعنی آنان که شریک گناه پیشینیان بوده‌اند از این جهت شایسته نیست که چنین افرادی رازدارتو باشند در حالی‌که تو می‌توانی برای‌خود جانشین خوبی‌پیدانمایی و بار گناهان آنها رابه دوش نکشی»[42].   16- تجربه :     تجربه مفید و آزمودگی بدون تردید یکی از شاخصه‌های مهم مدیر خواهد بود، زیرا تجارب گذشته و مهارت علمی در معرض عمل به تئوریها بودن، نقش اساسی در موفقیت‌های مدیر خواهد داشت و تجارب مدیر می‌تواند چراغ روشنی فراراه او قرار دهد. از دیدگاه مکتب اسلام نیز تجربه عملی از امتیازات محسوب می‌شود حضرت علی‌(ع) می‌فرمایند:     «مدیران را از افراد باتجربه‌تر و باعفت‌تر و پاکدامن‌تر برگزین»[43] و نیز می‌فرمایند: «تجربه کم باعث می‌شود انسان فریب بخورد و تجربه زیاد لغزش‌ها را کم می‌کند»[44].   17- عدالت و انصاف:     از جمله معیارهای مهم مدیر، عدالت و انصاف در میان زیردستان است. مجموعه‌ای که مدیر در راس آن هست باید براساس توازن و انصاف باشد و هرکس به حق خود برسد، در حالیکه ظلم و تبعیض انجام آن را تهدید می‌کند. بنابراین مدیر باید از ویژگی عدل و انصاف در میان زیردستان برخوردار باشد تا عدالت را برقرار نماید. قرآن کریم به عدالت بسیار ارزش داده ویادآور می‌شود: «یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط شهداءالله ولو علی‌انفسکم اوالوالدین والاقربین»[45] «ای کسانی که ایمان آورده‌اید عدالت را به پا دارید اگر چه عدالت به ضرر شما و یا پدر و مادر و نزدیکان شما تمام شود وحق را بگویید وبه آن گواهی دهید».   18- شجاعت:     یکی دیگر از شاخصه‌هایی‌که مدیر باید واجد آن باشد، شجاعت است. کسانی‌که دارای ‌این صفت ارزشمند باشند ودر برابر حوادث ودشمنان ترس و اضطراب به خود راه ندهند، تحسین انسانها را برانگیخته، همه را به بزرگواری خود معترف خواهد کرد. همین امر زمینه ساز عزت و سربلندی گردیده، قلبها را با آنها همراه خواهدکرد امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: « شجاعت زینت است»[46]. درجای دیگر ایشان در توصیف ارزشهای‌ اخلاقی مالک اشتر با توجه به انتصاب او به عنوان فرماندار مصر چنین می‌فرمایند: « اما بعد، یکی از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که به هنگام خوف، خواب به چشم راه نمی‌دهد، در ساعات ترس و وحشت از دشمن حراس نخواهد داشت و نسبت به بد کاران از شعله آتش سوزنده تر است»[47].   19-پایبندی به ضوابط و مقررات:     مدیر باید قبل از دیگران خود را ملزم به اصول و ضوابط حاکم بر سازمان بداند. از دیدگاه اسلام رهبر و مدیر باید قبل از آنکه دیگران را هدایت کند، خود هدایت شده و قانونمند باشد. داستان حضرت علی(ع) در برخورد با برادرشان را همه شنیده‌اید که در برابر تقاضای کوچک او چگونه مقاومت نمود. به عبارت دیگر در فضایی‌که فکر و فرهنگ اسلامی می‌درخشد و براساس ارزشهای اسلامی می‌اندیشند و با ایمان به مبانی اعتقادی و با تربیت سازنده، هرگز مدیران حاضر نیستند روابط را به جای ضوابط انتخاب نمایند.   20- درک شرایط زمان و مکان:     یکی دیگر از شاخصه‌های مدیران موفق، آشنایی و درک صحیح از زمان و مکان و محیط خود است. محیط و چرخ زمان پیوسته در حال دگرگونی‌ و تحول است، این تحول که جوهر عالم طبیعت است چهره زندگی و برنامه‌های آن را نیز دگرگون می‌سازد، مدیر موفق آن است که پیوسته از این شرایط زمان ورخدادهای محیط آگاه باشد و خود را با آن وفق دهد امام صادق(ع) می‌فرمایند: « انسان آگاه از زمانه خویش هرگز غافل گیر نمی‌شود»[48].     21- هوش :     یکی از صفات موثر در رهبری و مدیریت هوش است که همه صاحب‌نظران تاثیر آن را در موفقیت رهبران و مدیران پذیرفته. هوش در لغت به معانی فهم، درک، شعور و همچنین عقل و خرد آمده است. هوشیاری در رهبری دارای تاثیر بسیار زیادی است. کسی که از نیروی ارزشمند هوش بهره بیشتری داشته باشد، در شناخت نیروها، آگاهی به امور، فهم مشکلات، یافتن راه حلها، شناخت نقاط ضعف برنامه ها، پیش بینی دشواریهای آینده، ایجاد انگیزش در نیروها و به کارگیری فنون مدیریت. موفق‌ترخواهد بود. امیر المومنین علی(ع) می فرمایند:     « از [دلایل] بقای دولت، بیداری (آگاهی و هوشیاری) در حفظ و حراست امور می‌باشد»[49].   22- سعی و کوشش : یکی دیگر ا ز شاخصه‌هایی که موجب موفقیت وتاثیر رهبران و مدیران در زیر دستان می‌شود، سعی و کوشش می‌باشد. کسانی که در کارها جّدی، پر تلاش و فعال باشند، قطعا به موفقیتهایی دست خواهند یافت که این امر باعث می‌شود تا همگان با دیدهء احترام به آنان بنگرند . امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند : « کسی که کوشش نکرد به مجد و عظمت نرسید»[50].   23- پشتکا ر :     صفت ارزشمند دیگری که مدیر باید آن را دارا باشد پشتکار است. مقصود از پشتکار پیگری و ادامه عمل تا حصول نتیجه می‌باشد. فراوانند انسانهایی که کارهای بسیار مهمی را با اشتیاق شروع می‌کنند، اما پس از مدتی گرمی و شادابی خود را از دست داده و کار را ناقص رها می‌کنند. اینان غالبا کاری را به ثمر نمی‌رسانند و همه کارها را ناتمام و بلاتکلیف می گذارند . حضرت رسول اکرم(ص) می‌فرمایند:«[ارزش و اهمیت] امور به تمام کردن آن و خاتمه آن است»[51] .   24- ارزش قائل شدن برای شخصیت دیگران :     رهبر و مدیر باید برای زیر دستان خود شخصیت و ارزش قائل شود. اگر روش و رفتار او به گونه‌ای باشد که زیر دستانش تحقیر شوند اولا محبتشان به او و علاقه‌شان به ادامه همکاری  با ا و و فرمانبرداری از او کم وضعیف می‌شود و ثانیا از زیر دستانی که همواره تحقیر شده‌اند و خوار وزبون گردیده‌اند، کاری مبتکرانه، صحیح و مهم بر نخواهد آمد. از این روخدای متعال پیامبرش را با اینکه علم لدّنی داشت و به هیچ وجه، نیازمند استفاده از علوم و معارف و آراء مردم نبود، به مشورت با مردم فرمان می‌دهد . « و شاورهم فی الامر»[52] تا رعایت حال آنان شده باشد .       25- تواضع و فروتنی :     فروتنی نسبت به زیر دستان و کسانی که همراه، همکاری فرمانبر دارند نیز یکی از اوصاف رهبر و مدیر شایسته است. خدای متعال پیامبرش را فرمان می‌دهد:     « ولاتمش فی الارض مرح‍اََََََََََ انک لن تخرق الارض ولن تبلغ  الجبال طولا»[53] در زمین به تکبر راه مرو که هرگز زمین را نخواهی شکافت و هرگز به بلندی کوهها نخواهی رسید» و نیز می فرماید: «...  واخفض جناحک للمومنین»[54] « با مومنان نرمخویی کن»   26 – خیرخواهی و دلسوزی برای دیگران:     طبیعی است که هر انسانی اصالتا نفع و خیر خود را می‌خواهد و می‌جوید، و تنها در صورتی تابع و مطیع دیگری می‌شود که باورکرده باشد که آن دیگری برای او دل می سوزاند و خیر او را می‌خواهد. به همین جهت، رهبر و مدیر باید خیر خواه و دلسوز دیگران باشد و این امر را به آنان نشان دهد و اثبات کند تا هر چه بیشتر به او بگروند. خدای متعال در وصف پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌فرمایند: « لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیه ما عنّتم حریص علیکم با لمومنین رووف رحیم»[55]     « شما را پیامبری از خودتان آمد که رنج بردنتان بر او گران است، به شما مهر می‌ورزد، نسبت به مومنان مهربان و دلسوز است».   27- نفی روحیه تکاثر طلبی و ثروت اندوزی:     دولتمردان و مدیران اگر با زندگی عادی مردم فاصله چندانی نگیرند و به ثروت اندوزی نپردازند، حکومت آنان نیز پا برجا می‌ماند و این امر منوط به رعایت حقوق مردم و زیر دستان و عدم پرداختن به مسائل دنیوی و ثروت اندوزی است.     حضرت علی(ع) می‌فرماید:« سه عامل موجب انحطاط و وسقوط حکومت است:   1-       روحیه تکاثر طلبی و جمع مال در دولتمردان. 2-       سوء ظن و بد بینی برای بقاء و استمرار دولت. 3-       پند ناپذیری از رخدادها و پیشامد ها»[56] .     28- پایداری و استقامت:     اصولا سایر صفاتی که برای مدیر و مدیریت ضروری است، نیاز به صبر و مقاومت دارند و از این دید می‌توان گفت که صبر اساس و زیر بنای سایر صفات است. چرا که توانایی و نیروی هیچ کس در مقام مقابله باشدائد و مشکلات نامحدود و بی‌نهایت نیست، و پیروزی و کامیابی مستلزم این است که مدیر توانایی و نیرو ی عظیمی از این دست داشته باشد، یعنی از ظرفیت روحی بسیار بالایی برای تحمل سختیها و دشواریها برخوردار باشد. خدای متعال پیامبرگرامی اسلام(ص) را، مکروا به صبرو استقامت توصیه و امر می‌فرمایند: « فاستقم کما اُ مر تومن تاب معک»[57] . « پایدار باش چنانکه فرمانت داده‌اند و هر که با تو [ به سوی خدای متعال ] باز گشته است [نیز پایدار باشد ] )).                                                                 ((  و ا  لسلام علی من اتبع الهدی ))                                   منابع و ماخذ  :   1-                   قرآن کریم. 2-                   نهج البلاغه– فیض 3-                   میزان الحکمه– محمد‍ ری شهری. 4-                   غررالحکم و دررالحکم. 5-                   اصول و مبانی مدیریت اسلامی– اسماعیل قبادی. 6-                   اخلاق مدیریت– محمدی ری شهری. 7-                   جامعه و تاریخ– محمد تقی مصباح یزدی. 8-                   مدیریت اسلامی– محمد حسن نبوی. 9-                   ده گفتار– مرتضی مطهری. 10-          مجله تدبیر– شماره 74 – 75. 11-          مجله مطالع [1] - انفطار /6 [2] - علق /3 [3] - فصال شیخ صدوق، ج1، ص36  [4]-وسائل الشیعه، ج11، ص422 [5] - بقره /30 [6] - حجر /29 [7]  - بقره /31 [8]  - اسراء /70 [9]  - احزاب /72 [10] - نهج البلاغه، نامه 31 [11] - نهج البلاغه نامه 53 [12] - نساء /59 [13] - نساء /135 [14] - نهج البلاغه نامه 53 [15] - همان [16] - غرر الحکم، ج2، ص846 [17] - نهج البلاغه، نامه53 [18] - حشر /9 [19] - یوسف /55 [20] - آل عمران /152 [21] - قصص /77 [22] - مرنضی مطهری ده گفتار.  [23] - نهج البلاغه  [24]   - طه /35 [25]   - انشراح /1   [26]- حدید /28 [27] - میزان الحکمه، 8892 [28]  - میزان الحکمه، ج3، ص842، 27، 5   [29] - میزان الحکمه، ح9019  [30] - همان، ح، 739  [31]  - آل عمران /159  [32]   - نهج‌البلاغه فیض، نامه 53  [33]  - همان، خطبه 207    [34] - همان، ص1019  [35]  - غررالحکم، ج2، ص3256 [36]  - بقره /247  [37]  - یوسف /108 [38]  - غرر الحکم، ج3 [39]   - تحف العقول، ص316  [40]  - یوسف /54  [41]   - توبه /119 [42]   - نهج البلاغه، نامه 53 [43]   - همان [44]    - میزان الحکمه   [45]   - نساء /135  [46] - تصنیف غرر الحکم، ص359 [47]   - نهج‌البلاغه، نامه 53  [48]  - تحف العقول [49] - تصنیف غرر الحکم، ص341. [50] - همان، ص443 [51] - الحیاه، ج1، ص315 [52] - آل عمران /159 [53] - اسراء /37 [54] - حجر /88 [55] - توبه /128 [56] - محمد تقی جعفری، حکمت اصول سیاسی اسلام [57] - هود /112